please wait for me
سلام . امروز سر کلاس داشتم فکر می کردم که چرا؟ چرا ؟ خدا ما را خلق کرد؟ دبیر داشت می گفت خدا قبل از آدم و حوا هم انسان هایی را خلق کرده است ولی آن ها بی شعور بوده اند!و اسمشان هم نسناس بوده است. فکر کن نسناس!جالبه نه . بگذریم . از اون گفت :خدا بعد از آن ها
آدم را خلق کرده است که با شعور بوده است !!!ولی جدا این درسته . باشعور!!واقعا انسان های امروزی با شعورند ؟نظر منو بخواین نه. انسان های امروزی دارای اندیشه هستند . اختراعاتی می کنند که باعث تعجب همگان می شود بمب هایی مهیب اختراع می کنند . قواانین را کشف می کنند.ولی چرا؟ من جواب می دم برای اینکه انسانیت را برای اینکه انسان ها را هم نوعان خود را از بین ببرند.!!خیر از نظر من این افراد بی شعور هستند بی شعور تر از همه یی نسناس های عالم . این بشر از انسانیت بوی نبرده است این بشر تنها و تنها به فکر خودش می باشد . به فکر منافع خودش زندگی خودش ....چرا واقعا چرا؟ شاید اگر خدا به انسان شعور عطا نمی فرمود الان این همه جنکگ و جنایت در جهان رخ نمی داد شاید مردم در آرامش بودند. به نظر شما مردن در اثر بمب و سرطان بهتر است یا زندگی در یک غار . البته منظورم این نوع زندگی فلاکت باری نیست که توسط شعور به خودمان تحمیل کرده ایم بلکه زندگی با آرامش و آسایش بدون دغدغه و مشغله. باور کنید زندگی در غار بهتر است .بیایید فکر کنیم فکر کنیم و...شاید بتوانیم جلو این شعور بی شعورمان را بگیریم. شاید شاید... خدا یا چرا ما را خلق نمودی ؟چرا ما را خلق کردی تا بکشیم نژاد و انسانیتی را که در ما نهادینه کرده بودی؟ چرا دوپایی را خلق کردی که زمین سر سبزت را رمین آبادت را از بین ببرد و تبدیل به منجلابی برای مرگ کند. البته خدا در درون ما روح خدایی هم دمیده است که فکر کنیم بعضی از انسان ها از این روح بهره ای نبردهاند.خدایا انسانیت را به انسان نمایان باز گردان!آمین
سلام دوستان عزیز از اینکه چند وقت بود آپ نکرده بودم عذرخواهی می کنم. راستش باز هم مطلب به ذهنم نمی رسید . البته روی یه موضوع خوب دارم کار می کنم . تا قبل از اون براتون چند تا متن کوتاه زیبا انتخاب کردم تا بخونید و ازشون لذت ببرید . البته خواهش می کنم روی همشون تامل کنید . مفیدن براتون.
مردی از ارتفاع 5 متری روی زمین می پرید و هیچ اتفاقی برای او نمی افتاد.او هرگاه می خواست از ارتفاع به سمت پایین بپرد نگاهش را به سوی آسمان می کرد و ارکاینات می خواست تا او را سالم به زمین بزساند و از هر نوع آسیبی حفظ کند. اتفاقا هم همیشه چنین می شد.و هیچ بلایی سر او نمی آمد.روزی این مرد به ارتفاع 5 و نیم متری رفت و سرش را به سوی آسمان بالا برد و از کاینات خواست تا او را مثل همیشه سالم به زمین برساند.اما این بار محکم زمین خورد و پایش شکست.
آزده خاطر به نزد شخصی رفت و گفت:کاینات هیچ وقت جواب رد به خواسته من نمی داد.من سال ها بود که از ارتفاع 5 متری می پریدم و هیچ اتفاقی برایم نمی افتاد. چرا این بار فقط به خاطر نیم متر اضافه پاهایم را شکست؟چرا کاینات مرا حفظ نکرد؟ شخص تبسم کرد و گفت:اتفاقا این دفعه هم کاینات به نفع تو عمل کرد!کاینات چون می دانست که تو بعد از 5و نیم عدد 6 و 7 را انتخاب می کنی قبل از اینکه خودت با این زیاده خواهی گردنت را بشکنی .پایت را شکستتا دست از بازی برداری و روی زمین قرار گیری!
یک داستان دیگر. شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر دادو شاعر شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش بوی عشق گرفت.
خدا گفت:دیگر تمام د دیگر زندگی برای هردویتان دشوار می شود زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک می شود فرشته ای که مزه عشق را بچشد آسمان برایش تنتگ.پر فرشته ای دست شاعر را گرفت تا راه آسمان را نشانش بدهدو شاعر بال فرشته را گرفت تا کوچه پس کوچه های زمین را نشانش بدهد. شب که هر دو به خانه برگشتند روی بال های فرشته قدری خاک و روی شانه شاعر تعدادی پر بود.
رپ کم کم جای خود را در زندگی موسیقیایی ما باز می کند. حالا گاه گاهی که در تاکسی می نشینی یا با ماشین به همراه دوستان به خیابان گردی می روی در بین ترانه های پاپ ناگخان سر و کله یک ترانه ی رپ هم پیدا می شود تا همه را ساکت کند و از مسائلی سخن بگوید که ما در زندگی شلوغ امروز کم تر به آن فکر می کنیم. رپ موسیقی خیابان است موسیقی اعتراض به ناهنجاری هایی که در جامعه می بینیم . رپ حرف هایی است که پیش از این جایی در موسیقی نداشت :اختلافات طبقاتی دعواهای خیابانی سیاست و ریا . اگر چه ترانه های رپ دارای قافیه هایی بس ضعیف است و اگر چه در نگاه بسیاری از ساعرات اشعار جالبی نیستند ولی بازتاب عامیانه ایست که بخواهیم یا نخواهیم در زندگی روزمره ما به کار می روند با همهی دشنام ها و تندی هایش.
به نظرر می رسه که موج تازه ای از موسیقی رپ به راه افتاده است و ما ازش بی خبریم . این موج کم کم رشد می کند و ساحب سبک می شود بی آنکه هیچ کس آن را جدی بگیرد . ظاهرا عنوان رپ در زبان ما اشاره دارد به آدم های بی خاصیت معتاد و خیابون خواب ها . حتی بعضی ها می گویند که آرم رپ علامت همان هم جنس گرایان است .
این موسیقی برای اولین بار توسط سیاهان آمریکا برای اعتراض به نژاد پرستی پایه گذاری شد و بعدا به سرلسر جهان کشیده شد و طبعا به ایران هم سرایت کرد. حال با توجه به برداشت هایی که از موسیقی رپ در ایران می شود و با وجود بسیاری از کپس برداری های سطحی از نسخه های خارجی آیا تعداد محدودی که این موسیقی را درک کرده اند قادرند جایگاهی مناسب برای این موسیقی در ایران رقم بزنند؟
همه ی شما دوستان عزیز . از اینکه مدت زیادی بود آپ نکرده بودم معذرت می خواهم . راستش اصلا به ذهنم نمی رسید که راجع به با سلام خدمت چه موضوعی مطلب بنویسم . حتی به ذهنم رسید که دیگر دست از وبلاگ نویسی بردارم و وبلاگم راحذف کنم . ولی نتوانستم . چون نمی دانستم که حرف های دلم را به چه کسی بگویم . خب کسی را بهتر از شما دوستان پیدا نکردم . راستش که یکی از دوستان گفته بود که این نوع نوشتن زیاد جالب نیست و باید مطالبی غنی تر و پربار تر بنویسم . آخر آن دوست نمیداند که حرف دل یک نوجوان قابل نوشتن است و ارزش حداقل یک نگاه کوچک را دارد. و باید گفته شود
چرا؟؟؟ چرا باید نوجوانان همیشه ساکت باشند و از مشکلات عدیده شان برای هیچ کس نگویند . . ولی من می گویم ای دوست باید گفت ... باید گفت... بایدگفت هرچند به مزاق شما خوش نیاید.
خب بالاخره تصمیم گرفتم که از دلتنگی ها بنویسم . دلتنگی های یک نوجوان در عصر جدید . نوجوانی که زنگی اش شده اینترنت . نشستن پشت کامپیوتر و وبگردی بازی های کامپیوتری و پت کردن با کسانی که هرگز ندیده و نمی شناسد . نوجوان این نسل به مقدار بسیار زیادگوشه نشین شده . رودربایسی نداریم . نارحت نشویم . به خودمان نگاه کنیم .آیا واقعا این طور نیست؟ . چرا همین طور است. ما علاقه ی کم تری به رفت و آمد ها داریم . از عید دیدنی خوشمان نمی آید . ما دوست داریم همیشه در خانه باشیم و از طریق مجازی با کسانی که آن ها نمی شناسیم ارتباط برقرار کنیم .حتی اگر هم به خیابان بریم و دنبال پیدا کردن دوستانی هستیم که آن ها نمی شناسیم . .
همین طور است مطمئن باشیو همین طور است . . ما همیشه در حال انتقاد از نسل قبل خودمان به خاطررفتار هایی هستیم که از نظرمان بد و به قول خودمان جوات است ولی کسی از این کار های بد ما انتقاد نمی کند یا اگر بکند ما نمی پذییریم . آخر چرا؟؟؟
البته همه ی شما احتمالا جز استثنا ها هستید!!!انتقاد بپذیرید لطفا جمع خودمانی است!!! تا مطلبی بعد خدا نگه دارتان